نمی یارم بیان کردن از این بیش بگفتم این قدر باقی تو فرما
بگو باقی تو شمس الدین تبریز که به گوید حدیث قاف عنقا
100
بیا ای جان نو داده جهان را ببر از کار عقل کاردان را
چو تیرم تا نپرانی نپرم بیا بار دگر پر کن کمان را
ز عشقت باز طشت از بام افتاد فرست از بام باز آن نردبان را
مرا گویند بامش از چه سویست از آن سویی که آوردند جان را
از آن سویی که هر شب جان روانست به وقت صبح بازآرد روان را
از آن سو که بهار آید زمین را چراغ نو دهد صبح آسمان را
از آن سو که عصایی اژدها شد به دوزخ برد او فرعونیان را
از آن سو که تو را این جست و جو خاست نشان خود اوست می جوید نشان را
تو آن مردی که او بر خر نشسته است همی پرسد ز خر این را و آن را
خمش کن کو نمی خواهد ز غیرت که در دریا درآرد همگنان را
101
بسوزانیم سودا و جنون را درآشامیم هر دم موج خون را
حریف دوزخ آشامان مستیم که بشکافند سقف سبزگون را
چه خواهد کرد شمع لایزالی فلک را وین دو شمع سرنگون را
فروبریم دست دزد غم را که دزدیدست عقل صد زبون را
شراب صرف سلطانی بریزیم بخوابانیم عقل ذوفنون را
چو گردد مست حد بر وی برانیم که از حد برد تزویر و فسون را
اگر چه زوبع و استاد جمله ست چه داند حیله ریب المنون را
چنانش بیخود و سرمست سازیم که چون آید نداند راه چون را
چنان پیر و چنان عالم فنا به که تا عبرت شود لایعلمون را
کنون عالم شود کز عشق جان داد کنون واقف شود علم درون را
درون خانه دل او ببیند ستون این جهان بی ستون را
که سرگردان بدین سرهاست گر نه سکون بودی جهان بی سکون را
تن باسر نداند سر کن را تن بی سر شناسد کاف و نون را
یکی لحظه بنه سر ای برادر چه باشد از برای آزمون را
یکی دم رام کن از بهر سلطان چنین سگ را چنین اسب حرون را
تو دوزخ دان خودآگاهی عالم فنا شو کم طلب این سرفزون را
چنان اندر صفات حق فرورو که برنایی نبینی این برون را
چه جویی ذوق این آب سیه را چه بویی سبزه این بام تون را
خمش کردم نیارم شرح کردن ز رشک و غیرت هر خام دون را
نما ای شمس تبریزی کمالی که تا نقصی نباشد کاف و نون را
102
سلیمانا بیار انگشتری را مطیع و بنده کن دیو و پری را
برآر آواز ردوها علی منور کن سرای شش دری را
برآوردن ز مغرب آفتابی مسلم شد ضمیر آن سری را
بدین سان مهتری یابد هر آن کس که بهر حق گذارد مهتری را
بنه بر خوان جفان کالجوابی مکرم کن نیاز مشتری را
همراه...
ما را در سایت همراه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: golamreza
بازدید: 191
تاريخ: دوشنبه
30 ارديبهشت
1392 ساعت: 13:31